شهيد هيودي تبار در،سوريه
http://www.deznn.com/%d8%aa%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86.html/#comment-59219
سالروز شهادت سردار هيودي
محترم ايشان طافه ملايي و ايل بزرگ هيودي تهنيت و تسليت عرض مينمايم
و يادش را گرامي ميداريم
در اين مورد گروه انجمن تحصيلكردگان هيودي در شبكه اجتماعي واتساپ ضمن ارج نهادن به دلاوري همه شهداي ايل هيودي و اين سردار گرانقدر مسابقه اي رو ترتيب دادن
وكيل حقوق همتباران هيودي
معصومه پور نصير
وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي
قبول وكالت در دعاوي حقوقي ،كيفري، خانوادگي و ثبتي
09167817952
06412261106
دزفول خيابان شريعتي مقابل مسجد نور كوچه زرگران جنب پاركينگ طبقاتي
درد دل یک همتبار
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب معصومه ملايي نيا متولد 1/12/1363 زادگاه اليگودرز مهندس مكانيك هواپيما- مخترع- نويسنده-ورزشكار- فرشباف-كشاورز-مدرس خبره دانشگاههاي علمي كاربردي اهواز- ليسانس تربيت بدني – دان دو ووشو- مربي ووشو- وخيلي مدارك ديگه....
بنده چهارسالي هست ك در شركت هواپيمايي نفت در اهواز مشغول ب كار ميباشم. تحصيلات آكادمي را در دانشگاه هوانوردي تهران با پايان رساندم در سال 1389 بعد از فراغت از تحصيل پس از تلاش مستمر و كمكهاي بيدريغ آقاي مهندس عزت الله بهمئي (رييس مهندسي و تعميرات )آن وقت ب استخدام اين شركت درآمدم.اصالتا بهئي بختياري هستند. آقاي بهمئي براي پيشرفت بنده خيلي تلاش كردند و بنده را تشويق ب كار پاي هواپيما كردند. اما بنده از زمانهاي خيلي دورتريعني زمانيكه خيلي بچه بودم علاقمند ب هواپيماهاي جنگنده بودم.
روزها بالاي پشت بام درس ميخواندم و ب هواپيماهاي پايگاه چهارم شكاري نگاه ميكردم ك مانور ميدادند و اين نقطه شروع علاقه من ب هواپيما شد.
با تشويقهاي آقاي بهمئي و تلاش و كار بسيار توانستم خودم در يك جمع مردانه آشيانه ب اثبات برسانم.
روزهاي اوايل استخدامم هيشكي بنده را قبول نداشت و بيشتر دستم مينداختن خيلي اذيت شدم ولي بالاخره تلاشهام بعد از يكسال جواب داد و پيروز شدم.
درمحيط مردانه غرورم را زير پا گذاشتم و خودمو بالا كشيدم.در سال
1391 بعد از رفتن آقاي بهمئي جو آشيانه تغيير كرد بهمئي بعنوان مدير مناطق تغيير سمت داده بودن يه جورايي حامي خودمو رو از دست داده بودم مجبور شدم فقط تلاش كنم و كار كنم هر روز آزار ئ اذيت و بهانه گيريهاي روساي جديد فني (جابريان اصل- بهرمان- حمراني- نوذري-انوري)روز ب روز برعليه بنده بيشتر ميشدتا اينكه بعد از آمدنم مديرعامل جديد (آقاي كاپيتان قاسمي)سدها رو يه جورايي شكستم روساي فني اهواز از ترس اينكه موقعيتشان ب خطر نيفتد به مديرعامل اعتراض نميكردند. با دستور و سفارش اكيد مديرعامل با آمدن خبرنگاران و فيلمبردارهاي شبكه يك سيما(آقاي قدوسي) ب محيط آشيانه جو آشيانه متشنج شد همه پچ پچ ميكردند بهرمان و جابريان عصباني بودند خبرنگاران بهم گفتند جابريان و بهرمان گفتند چرا ما رو توي تلويزيون نشان نميدهند ك اين دختره را ك به اندازه سابقه كاري ما سن داره را ميخواين نشون بديد. مدير وقتي ديده بود دست تنهايي تونستم كابين هواپيماي فوكر 100 رو توي دو هفته پايين بريزم خيلي تعجب كرده بود.و اين كارم باعث شد برام تلاش كنه ك جلوي مردم ايران بخواد منو نشون بده و از داشتن نيرويي چون من ب خودش افتخار كنه ولي حيف تمام اينها اندكي زماني بيشتر طول نكشيد همه چي رو روساي فني اهواز نقش بر آب كردند و از سر راه برداشتنم. توبيخ شدم ب كتابخانه فني فرستادنم حقوقمو دستكاري كردند.6 ماه توي آبدارخونه اداري شركت معلق بودم اونجا مينشستم تا عصر بعد ميرفتم خونه. حقوقمو از 1600000 تومان در سال 93 ب 380000 تومان رسيد. خلاصه كلام ديگه آدم حسابم نميكردند طردم كردند . تا اينكه ب دستور مديرعامل در تيرماه 93 ب انبار فني فرستادنم و تا الان هنوز توي انبار هستم و هيچ سمت و پست شغلي ندارم.معصومه عاشق كارش بود ولي جابريان و بهرمان نگذاشتند حسادتهاشون منو ب ورطه سرازيري كشوندند. بعد از يكسال و چهارماه خيلي تلاش كردم ك ب آشيانه برگردم ولي نشد ك نشد از همه طرف راهمو سد كردند. معصومه خيلي زياد جلو رفته بود و اين ب مذاق روساي فني خوش نيومده بود. آرزو داشتم عيب ياب هواپيما بشم تايپدار هواپيما بشم ولي نذاشتن. در اوج يادگيري بودم ك براي نظافت قطعات ميفرستادنم اين نظافت ها مسبب پيشرفتم شد و خوب قطعات رو چك ميكردم. همش تلاش مستمر خودم باعث شد ك قلق و فوت كار تا مقدار زيادي دست بگيرم طوري ك چشم بسته ب كارهاي هواپيماها وارد شدم .
اگه ج- ب و ب- م ميگذاشتن ب كارم ادامه بدهم و حسادت نميكردن چي ميشد؟؟؟؟؟
جلسه دوم
دومين جلسه انجمن تحصيلكردگان هيودي تبار بزودي تشكيل ميگردد در اين
رابطه با جناب پرنيان فر هماهنگي نماييد
غالي=قالي كوه
صعود به این قله از طریق روستای چقاگرگ كه در فاصله 48 كیلومتری جنوب غربی الیگودرز واقع شده است، صورت میگیرد. مسیر صعود عبارت است از : روستای چقاگرگ - روستای دردایی - گردنه نصیر مرده - روستای شاهآباد - روستای باغ - ناحیه تخت رز - گردنه آخورا - دره دندهسان - قله دال بازی - غالیه كوه.
تقسيم اراضي و يكپارچه سازي
به هر حال پس از كش و قوس هاي مختلف و جر و بحث هاي زياد مالكان روستاي چقاگرگ آخرين تصمصم نهايي را گرفتن و زمين هاي كشاورزي خود را با جضور مسئولين محلي اليگودرز در تاريخ 6/6/ سال جاري روز ذوشنبه مصاف با ولادت امام علي النقي در حسينه روستا برگزار كردند و قرعه كشي انجام شد و هر مالك به عدالت به حق خود رسيد و دست زمين خواران كوتا شد
اميد است در پنج سال آينده منطقه چقاگرگ به انبوهي از جنگل و باغات تبديل و يك قطب كشاورزي و گردشگري براي منطقه باشد
پايان طرح يكپارچه سازي اراضي
طرح تفكيك و يكپارچه سازي اراضي چقاگرگ بعد از سالهاي سال در شهريور ماه سال جاري با همكاري دولت و تلاش و پيگيري دهدار محترم و مالكان خوب هيودي تبار به پايان رسيد و اراضي قابل كشت و قابل سكونت هر فرد مالك مشخص و تحويل داده شد و از اين پس روستاي چقاگرگ مركز ايل هيودي به سوي پيشرفت گام برميدارد و بيشتر جر و بحث هاي ملكي به پايان ميرسد
اين پيروزي بزرك را به همه ايل هيودي تبريك عرض مينماييم
انجمن تحصيلكردگان هيودي تبار
در اين جلسه كه براي آشنايي بهتر انجام شده بود تك تك دوستان ضمن معرفي خودشان نقطه نظرات كوتاهي نيز بيان كردند كه در جاي خود حاءز اهميت بود
و با همفكري هم تصميمات زير گرفته شد
1- دبير انجمن جناب پرنيان فر اعلام شد
2- هر هشت طافه هيودي يك يا دو سرگره داشته باشه براي هماهنگي تحصيلكردگان
3- تشكيل اين گروه در تقابل با بزرگان ايل نبوده و صرفا توان و بازويي براي كمك بزرگان براي رفع مشكلات باشد
4- هركس توان علمي دارد و يا مهارت خاصي و يا موسسه يا شركتي يا مغازه اي يا شغلي ويا در اداره اي كار ميكند همه توان خود را بكار بگيرد تا همه ايل بتوانند از توان وي استفاده كند و در عوض تخفيفات ويژه اي به همتباران بدهند
5- انجمن به ثبت برسد و تهيه كارت ويزيت و آرم انجمن مورد بررسي قرار گيرد
6- جمعيت هيودي تباران بيش ارز 14 هزار نفر است .بايد ما در آينده براي خود كانديدا معرفي كنيم
7-مشكلات عديده اي در ايل وجود دارد كه در صورتي كه بدست بزرگان حل تشود به اين انجمن ارجا داده شود تا راهكار علمي و عملي براي آن پيدا كنند
8 - تشكيل اين انجمن به هيچ وجه طافه گري را دامن نميزند و فقط براي همه ايل هيودي در تلاش است
9- مرام نامه انجمن نوشته شود
10- تعداد بيش از 11 نفر دكترا در ايل شناسايي شده كه بايد از توان آموزشي آنها از طريق مساجد هيودي و شبكه پيام رسان استفاده مفيد گردد
طرح تشويق رتبه هاي كنكور
طرح تشويق و اهدا جوايز رتبه هاي كنكور براي جوانان هيودي تبار ايل هيودي
كليك خورد
مجري طرح مهندس علي حسين شميسا
مهندس علي ملايي
گروه انجمن تحصيلكردگان هيودي تبار در شكه واتساپ
گروه تحصيل كردگان هيودي در واتساپ
اما به لطف خدا توانستيم با ايجاد گروه تحصيل كردگان هيودي اعم از ليسانس و فوق ليسانس و دكتر تعداد حدود 90 نفر از انديشمندان و خبرگان ايل را دور هم جمع كنيم به تعدادي از آنها اشاره ميكنيم تا بهتر بشناسيد
دكتر بلوطي دكتراي استعداد يابي كودكان
دكتر سبزيان دكتراي مديريت تكنولوژي و مدرس زبان
دكتر مرتضي هيودي دكتراي داده هاي رياضي در رايانه و استاد دانشگاه
دكتر عبدا... شميسا دكتراي برق
دكتر حجت كوثريان دكتراي فلسفه
دكتر محسن حسين زاده دكتراي پتروشيمي
مهندس خسرو ملا فوق ليسانس مديريت استاد دانشگاه
محمد پرنيان فر فوق ليسانس مشاوره تحصيلي آموزش و پرورش دزفول
خانم شميسا فوق ليسانس شيمي
خانم حسن زارعي فوق ليسانس روانشناسي
خانم الهام سليماني فوق ليسلنس فيزيك
مهندس جمال طيب پور فوق ليسانس پتروشيمي
خانم نوري خبرنگار خبرگزاري مهر
مهدنس موسي كوثريان فوق ليسانس هوا فضا
اصغر انوشه فوق ليسانس متالوژي
رضا هويدا دانشجوي ارشد رشته حقوق
علي مولايي دبير
امير هيودي كارشناس بانك و شاعر
علي بنيادي دبير ومشاور آموزش پرورش اصفهان
سالار پور هاديان فوق ليسانس
خانم معصومه سليماني ليساس الهيات
.......
مديران اين گروه از طوايف مختلف هيودي شامل :
مهندس طراني ملا مهندس زارعي از طافه ملا
مهندس طاهر ملا رييس رزم انزان از طافه عليدادي
مهندس علي اسدي از طافه پاپي
مهندس علي بنيادي از طافه پارسي
مهندس جعفري از طافه شاه حسن
مهندس علي مردان از طافه جودكي
مهندس قدرت انوشه از طافه جمشيدوند
....
موافقت هسته اي
بعد از گذشت ماه ها از مذاکرات ایران و 1+5 با هدایت رهبر معظم انقلاب و با تدابیر دولت و تلاش های مجدانه و خستگی ناپذیر وزیر امور خارجه و اعضای تیم هسته ای در نهایت توافق جامع هسته ای حاصل شد.
عصرایران این موفقیت را به مردم ایران تبریک می گوید و امیدوار است کلید تدبیر همچنان قفل مشکلات را یکی پس از دیگری بگشاید و امید را به جامعه بازگرداند.

يك جوان فداكار بختياري
شهرام محمدی کارگر فداکار پتروشیمی مارون ماهشهر، که در پی وقوع آتش سوزی در این واحد تولیدی صنعتی خود را به آتش زد تا دیگر کارگران را نجات دهد، پیش از ظهر جمعه ۱۹/۴/۱۳۹۴ در بیمارستان چمران تهران، جاودانه شد.
به گزارش آژانس خبری بختیاری(ایبنانیوز)، این کارگر شجاع و میهن دوست، که با بیش از ۵۰ درصد سوختگی برای درمان به تهران اعزام و در بیمارستان چمران تهران بستری شده بود، سرانجام یازده روز پس از حماسه ی مهار آتش، ساعت یازده صبح جمعه ۱۹ تیرماه ۱۳۹۴ در بیمارستان چمران تهران، آسمانی شد.
به گزارش ایبنانیوز، پیکر شهید شهرام محمدی، فردا شنبه با پرواز تهران اهواز به خوزستان منتقل می شود تا در زادگاهش روستای کول فرح شهرستان ایذه تشییع و خاکسپاری شود.
ايام جواني همتباران؟
ايام جواني همتبارانمان كجا رفت؟
از بدو پيروزي انقلاب ايران و شروع يكپارچه مهاجرت روستايان به شهرها خصوصا در مناطق لر نشين و همزماني آن با شروع جنگ تحميلي بسياري از همتباران ما در ايام جواني عمر لذت بخش و فعال خود را در شهرهاي مختلف گذراندند و يا به عبارتي فرار مغزها از روستا به شهرها را در پي داشت .
با به ثمر رسيدن انقلاب بدليل عدم امكانات اوليه از جمله برق و آب و تلفن و يا شغل و پيشه درست و حسابي و بدليل از هم پاشيدن مديريت روستا و خروج پاسگاها از دهات مردم سراسيمه به شهرهايي كه حاصلخيزتر بودند و يا شغل كارگري در آن شهرها بيشتر بود (مانند خوزستان ) جوانان ما به اين ممالك روي آوردند و هركس بنا بر پيشه يا استعداد و يا توان خود ؛
شغلي را دست و پا كرد و بسياري هم در ادارات مختلف به استخدام در آمدند و مناطق سردسيري و ييلاقي و روستايي خود را رها ساختنند و بدون در نظر گرفتن آينده مهاجرت كردند.
واما اين در حالي بود كه جنگ تحميلي نيز آغاز شد و بسياري خرابي به بار آورد كه توسط همين همتباران ما دوباره احياء و باسازي شدند . مراتع و كشاورزي خوزستان را آباد كردند ساختمانها ساختند وتجربه ها آموختند و شناسنامه هايي براي فرزندان خود در آن شهرها گرفتند و حتي لهجه خود را نيز تغيير دادند و اكنون كه قرسوده شده و بازنشته گرديده اند دوبار راه بسوي زادگاه اوليه خود مي پيمايند و بر سر ملك و املاك خود آمدند اما در اينجا نيز با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم ميكنند.
آري در آن زمان كه نيروي جواني را داشتند نماندند و رفتند و اكنون كه ديگر حال كار ندارند برگشتند و جنگ رواني براي خود و خانواده بوجود آورده ان
مثلا خانواده اي روميشناسم كه زن و بچه هايش حاضر به ادامه زندگي در روستا نيستند اما خود بسيار علاقه مند است كه در روستا زندگي كند و آبادي اجدادي خود را دوبار بسازد اما اكنون ديگر نه آن توان جواني را دارد و نه آن خلاقيت گذشته يك فردي 50 يا 60 ساله كه هزاران دردو رنج با خود همراه آورده و ميخواهد در اين ايام باقي مانده كمي خوش باشد
به نظر شما چه دلخوشي ميتواند داشته باشد فردي كه در ايام جواني مي تونست ايده خلق كند عمارت عالي و شيك بسازد زمين هايش را يكپارچه سازد اكنون ميگويد ميخوام چكار يكي دواتاق بس است ديوار بلوكي ميكشم و يك توالت و يك حمامك كوچك و يك اتاق بنا ميكنم .
كشاورزي را هم كه به باد فنا برده اند بيشتر زمين هايشان دست افرادي مانده كه از سابق مهاجرت نكردند و آنها دارند بهره برداري ميكنند و اگر چه سودي حاصلشان نميشود اما نميگذارند حتي يك درخت بنشانند و شبانه آنها را از ريشه در مي آورند هركس هم حرفي بزند ميگويند شما مهاجر هستين ببينيد هم در آن شهرهاي مثلا خوزستان مهاجر بودند و هم اكنون كه با فراخوان دولت برسر مزارع خود برگشتند نيز مهاجر خطابشان ميكنند خودشان هم نميدانند اسرائيلي هستن يا فلسطيني.
اكنون چاره چيست ؟
-افرادي بايد دوباره آستين بالا بزنند و از نو فرهنگ سازي كنند
-دولت بايد به كمك شان بشتابد و طرح يكپارچه سازي را احيا كند
-طرح آبياري قطره اي و باراني سريعا به اجرا در آيد
-امكاناتي مانند جاده آسفالته ؛ برق؛ آب ؛ تلفن ؛ آب بهداشتي ؛ و... تامين شود
-يك حكم حكومتي براي افراد خاطي در نظر گرفته شود و افرادي كه مانع پيشرفت روستا ميشوند برابر قانون با آنها برخورد ميشود.
-مديريت و برنامه ريزي دهداري و دهياري روستاها ساماندهي شود
-حق آبه براي هر جفت رعيتي مشخص شود و دولت خود آب كشاورزي را كنترل و به دست بگيرد
و....
http://www.chogha.blogsky.com/
دانلود سرزمین کهن
دانلود فایل پیگیری سریال توهین آمیز سرزمین کهن
ونشست مهندس منصوری نماینده محترم مردم لنجان با ضرغامی ریاست شبکه ملی
http://www.majidmansouri.ir/
http://www.majidmansouri.ir/index.php/2013-11-03-11-53-24/item/499-2014-02-18-05-58-09

دوستان خوبم با درود وسلام