سریال سرزمین کهن

ه

همچنین مجید منصوری در گفت و گو با تابناک ضمن ابراز تاسف اظهار داشت: در اصل سوم و اصل 19 قانون اساسی اذعان می کند که تمام اقوام مساوی هستند و هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد و همه قومیت ها و نژادها حق زندگی در کشور را دارند. متاسفانه مشاهده می شود هر از چند گاهی در سریال ها و فیلم های صدا و سیما به قومیت های مختلف اعم از لر، کرد، ترک، بلوچ و .. خواسته یا ناخواسته توهین می شود. متاسفانه این توهین ها روز به روز اضافه شده و باعث خدشه دار شدن چهره سیما و باعث کدورت در قومیت های کشور شده است.....http://www.tabnak.ir

این هم لینک فیلم اعتراض به این سریال توسط همتباران در الیگودرز

http://host11.aparat.com//public/user_data/flv_video_new/333/d96879f7075f0f3dccb1114bcd963a79998064.mp4

به یاد شیخ محمد

لوانتور (اتوبوس)  شیخ محمد

از 7 سالگی که خودم رو شناختم هروز با بچه های ده قرار میگذاشتیم هر کس اولین نفری باشه که سپر لوانتور شیخ محمد را که هرروز اول وقت به روستا می آمد رو بگیره مرد میشه

بنابراین چون منزل ما دومین منزل اوایل روستا بود کمین می کردیم تا هروقت صدا اگزوز لوانتور سیخ محمد میاد اولین نفری باشم که سپرش را میگیرم و کشان کشان تا میدان روستا برم و به همه ثابت کنم که من هم مرد هستم

شیخ محمد هم مرد با اخلاقی بود امه هرگز ما رو سوار نمیکرد چون اصلا در روستا عادت نبود بچه ها رو به شهر ببرند مگر اینکه مریض بشن و یا اینکه کلاس پنجم بشن و بخوان برن شهر عکس بگیرن

وقتی سپرش را میگرفیتم دیگه خیالی نبود که چقدر گرد و غبار از لابلای چرخهای ماشین به عقب میپرد و به سرو گوش و دماغمون وارد میشه فقط خوشحال بودیم که سپر لوانتور  را گرفتیم

همه بچه ها هم دوان دوان می آمدند و هرکس گوشه از سپر لوانتور را میگرفت آخه توی ده یواش حرکت میکرد و شاید شیخ محمد هم میخواست با احتیاط بره تا بچه ها خوشحال بشن

وقتی به میدان ده میرسید درب ماشین که باز میشد مسافرا پیاده میشدند و ما همچنان نگاهمان به صندلی ها و فرمان و داخل  اتومبیل بود و از خدا میخواستیم روزی هم ما سوار لوانتور شیخ محمد بشیم و کمی ماشین سواری کنیم

دراین حال و هوا بودیم که به کلاس چهارم رسیدیم  وانتظار میکشیدیم تا کلاس پنجم فرا برسه و برای گرفتن عکس پایانی بخواهیم سوار اتوبوس بشیم و به الیگودرز بریم

اما از بخت بد روزگار یک روز که هوا غمگین شده بود و مثل همیشه کمین کرده بودیم برای سپر ماشین شیخ محمد ! اما آن روز لوانتوربه روستا نیامد . همه در تب و تاب بودیم که یک هو خبر رسید که اتوبوس شیخ محمد نرسیده به روستای خان آباد سر پیچ چپ کرده و شیخ محمد دست چپش قطع شده و بسیاری هم زخمی شدند خان آبا د در 10 کلیومتری چقاگرگ بود همه اهالی ده سراسیمه دویدن ما هم دویدیم اما به به بزرگا نمی رسیدیم  ، که یه دفعه جلوی مان  رو گرفتن و گفتند برگردید فردا شیخ محمد میاد نگران نباشید خلاصه برگشتیم و با حالتی غمناک آن شب را تا صبح  به روز کردیم اما فردای آن روز صدای شیون وزاری بلند شد  و مرد وزن به سر وسینه میزدن و زنها موهای خود را قیچی میکردند و صورت ها را خون آلود

آری شیخ محمد از دنیا رفته بود و داغ رفت به شهر را به دل بر وبچه های هم سن و سال من گذاشت  

شیخ محمد را با تابوت سر دست گرفتند و با آب پاک چشمه روستا شستند و همه طوایف با همکاری هم با دلی پر از اندو در قبرستان چقاگرگ به خاکش سپردند و برایش مراسم گرفتند  و تابوت اهنی بر مزارش نهادند  ودیگر لوانتور شیخ محمد به پایان خط رسید

واز آن سالها تقریبا 38 سال یا 40 سال میگذرد و هنوز دلمان میخواد ای کاش شیخ محمد زنده بود اما او رفت و ما ماندیم و هزاران بلا و گرفتاری

یادش گرامی و روتنش شاد باد

                             تهیه و تنظیم: علی حسین زارعی مدیر وب سایت چقاگرگ

با دوران انقلاب


ویاد آور آن روزها یادی میکنیم از اولین شهید روستایمان که در درگیری یهای انقلاب در تهران به شهادت رسید

علی سلیمانی متولد 1337 چقاگرگ

  در دوران پایان دبیرستان بود که به همراه 22 نفر از بر و بچه های روستایمان بوسیله ژاندارمری چقاگرگ به اجباری فرا خوانده شد از جمع این 22 نفر 11 نفر به پادگان 06 کرمان  و 11 نفر به گارد شاهنشاهی پادگان عشزت آباد فراخوان شدند این اعزام از طرف رئیس پاسگاه چقاگرگ به دو دلیل انجام میشد  یکی اینکه به خاطر ترفیع درجه  دوم اینکه به خاطر چابکی و زرنگی  جوانان چقاگرگ

واین در حالی بود که پدر وی کدخدای ده بود وبه راحتی می توانست نام وی را از لیست سربازان خط بزند  اما او این کار را نکرد و گفت اونیز با بچه های دیگر اهالی این روستا برابر است و باید به اجباری برود او رفت ویک بار بیشتر به مرخصی نیامد و بار دوم خبر شهادت وی را به پدرش دادند

آن روزها زمستان سختی بود  برف سنگینی هم آمده بود  مردم روستا از زبان سربازان پاسگاه شنیدند که شاه رفته و مردم به خیابانها ریختند  ودائما بزرگان روستا از رادیو اخبار را رصد میکردند  وبرو بچه هایی که از چقاگرگ به خدمت سربازی رفته بودند کم کم سرو کله هایشان پیدا میشد و چند تا چندتا وارد میشدند  اما خبری از از علی و محمد حسین پسر عمویش نشد

همه میگفتند شاید به اصفهان رفته باشند چون نامزدش در اصفهان بود ویا اینکه به منزل یکی از اقوام در تهران رفته اند  اما یکی دو هفته گذشت و خبری نشد تا اینکه یک نفر از تهران آمد و خبر کشته شدن و ی را توسط افسران گارد  وقتی که تصمیم میگیرد از درب پادگان با لباس شخصی خارج و به طرف مردم برود،  اعلام و دیده بود که یک نفر هم دویده وی را در آغوش گرفته و مردم میگفتن شاید اون هم پر عمویش باشد .شیون و زاری درب خانه کدخدا هر روز ادامه داشت وقرار شد مراسم براشان بر پا کند که یک روز دم شفق چند نفر از روستای چشمه پر فردی را بدرقه میکردند که او محمد حسین بود  ونور امید در دل مردم جای گرفت و میگفتند پس علی هم بزودی برمیگردد و جای نگرانی نیست و این در حالی بود که وقتی محمد حسین  نیز  خبر ی از علی نداشت خانواده سلیمانی بشدت از از این موضوع روز به بروز نگران تر میشدند  تا اینکه تصمیم گرفتند برادر بزرگش و پسر عموی هایش به تهران بروند و موضوع را به دقت پیگیری نمایند  یک هفته دیگر از این ماجرا گذشته تا اینکه آنها برگشتند و خبر واقعی شهادت علی را به کدخدا دادند و مردم سراسیمه به درب خانه کدخدا ریختند و اهالی روستا های اطراف نیز به چقاگرگ آمدند و به کدخدا تسلیت میگفنند رییس پاسگاه هم فرار کرده بود و برو بچه های ده تحت عنوان  جوانمرد مسئولیت پاسگاه را به دست گرفتند

همه طوایف هیودی اعم از ملا –شاحسن-علیدادی- جمشیدوند-علیوند و جودکی بطور خالصانه به هم دیگر کمک میکردند و انگاری فرزند خودشان را از دست داده  یک هفته تمام در آن زمستان سرد مراسم بر گزار شد

واما در تهران نیز دستور بود که شهدا خیابانهای تهران را در بهشت زهرا به خاک بسپارند  و کدخدا نیز از نبش قبر  خوداری کرد و اکنون نیز قبر ایشان در قطعه 24 بهشت زهرا  نزدیک قبر آیت ا... طالقانی قراردارد

بعداز این واقعه در بهار سال جدید مردم  روستا تصمیم به مهاجرت گرفتند و فوج فوج شروع به تخلیه روستا نمودند و کدخدافرهاد نیز چون همیشه با مردم بود این بار نیز همراه مردم به دزفول مهاجرت کرد و در سال  1367  به دیار حق شتافت و دستور داده بود در ساده ترین قبرستان  ( ولی آباد)  به خاک سپرده شود و مراسم به رسم بزرگان بختیاری نیز برای وی گرفته نشد  بدلیل اینکه نمی خواست مردم را  به هزینه های گزاف وادار کند

این هم تصویر ی از ساختمان پادگان عشرت آباد در  روز های انقلاب که اکنون فرسوده شده


واما طایفه هیودی بیش از 50 شهید تقدیم این مرز و بوم کرده اند

یکی دیگر ازاین شهدای گرانقدر علی گچی ملا میباشند که در 22 بهمن سال1364 درمنطقه دارخوین به شهادت رسیده و اتفاقا در تاریخ 11/2/ همان سال نامه ای به سرهنگ محمد خومکاری مینویسند  وقتی در شیراز خدمتش رسیدم و آن را برایم خواند خیلی متاثر شدم  و تصمیم گرفتم آن را نیز منتشر کنم .که لینک تصویر آن بدین شرح است لطفا لینک را کیی کنید و در بالای اکسیلور ییس کنید تا باز شود

http://s5.picofile.com/file/8113160542/P1060254.jpg

    روحشان شاد و یادشان گرامی باد  


پیک

این هم تصویر آرشیدا کوچولوی نازنین   نوه خواهرم  فرزند آقا مهدی سلیمانی
 روی جلد مجله پیک خانواده  ذوب  آهن اصفهان

 

کارآفرینی


در دنیای پیشرفته امروز، سرعت و رقابت دو اصل مهم در فعالیت های تجاری و اقتصادی محسوب می شوند. در نتیجه اگر قصد دارید تا شاهد رشد فعالیت های تجاری خود باشید باید دنبال ارتقا سطح کیفی محصولات خود و شناساندن آن به مخاطبانتان باشید. یک از موارد مهمی که میتواند که در این راستا مفید باشد تبلیغات است.

در سال حماسه اقتصادی یکی از مهندسان  کار آفرین همتبار در تهران اقدام به طراحی و تولید  اقلام تبلیغاتی نموده است  بنابراین پس از اطلاع تصمیم گرفتیم  در اولین فرصت به حضورشان برسیم و در خصوص نحوه فعالیتشان مطالبی را به سمع شما همتباران خوب برسانیم 

مهندس موسی کوثریان دانش اموخته کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران در این زمینه تولیدات خود  گفت :

با تاسیس شرکت  آساره در اواخر سال 1391 عملا در سال جدید فعالیت خودرا در زمینه طراحی و ساخت اقلام تبلیغاتی از قبیل  تقوبم های رومیزی ، ست زیر لیوانی ، کیف کارت وزیت و... با ترویج فرهنگ بختیاری  نمودیم و قصد در نمایشگاهای مختلف این مهم را ارائه نماییم.

برای اطلاع از دریافت اطلاعات بیشتر  و یا سفارش 

 با شماره تلفن   09124481346تماس حاصل نمایید


گزارش

گزارش تصویری ورود ورزشکاران خارجی اولین دوره مسابقات کشتی پهلوانی لرستان

http://zafarpapi.blogfa.com/

اطلاعیه


اطلاعیه

کشاورزان عزیز روستای چقاگرگ سلام

با توجه به پیگیری ها و  مکاتبات چند ماهه جهت طرح آبیاری چقاگرگ به حمدالله از 400 هکتار به 600 هکتار افزایش یافته است لذا جهت پیشبرد اهداف و برنامه ها  و همچنین طرح یکپارچه سازی اراضی  همکاری شما را در پرداخت حق آبه  را می طلبد لازم به ذکر است حق آبه تا سال 1389 بخشوده شده  وبرای سال 90الی 92 40% در نظر گرفته شده که سهم هر جفت رعیتی 800 هزار تومان است  که بایستی در اسرع وقت پرداخت شود در غیر اینصورت با جرایم به حدود 1200000 یک میلیون و  دویست هزار توان خواهد رسید  که مشکل آفرین خواهد بود  . ضمنا در صورت عدم پرداخت این مبلغ با متخلفین برابر قانون رفتار میشود و از بعضی از خدمات  و امتیازات محروم خواهد شد ودر صورت  مقاومت در برابر این طرح به عنوان اخلال گر  به مقامات قضایی معرفی خواهند شد

لذا شماره حساب بانک کشاورزی   (  00364300927711 )  اعلام میگردد   و هرچه سریعتر نسبت به واریز آن اقدام  و رسید دریافت نمایید  ضمنا شماره تلفن 09163642871 برای پاسخگویی  آماده  پاسخ به سوالات احتمالی کشاورزان عزیز می باشد.

                            با احترام حسین سبزیان

                                 شورا و دهدار روستای چقاگرگ

بدون شرح


اره گرگ در لباس میش که اصلا نمیشه شناختش





کمک کتاب به مدارس روستایی

بانوی بختیاری، جشن کتاب و روشنایی را به مدارس اندیکا آورد

http://www.ibnanews.ir/vdch.-nqt23nwkftd2.html
بانوی بختیاری، جشن کتاب و روشنایی را به مدارس اندیکا آورد

 

یاد شان گرامی باد

به یا کدخدا موسی عنصری

این تصویر در تخت فولاد اصفهان نوروز 1388 

روحشان شاد

http://s1.picofile.com/file/8100800534/DSC00170.jpg

اشعار ایل هیودی

اشعار ایل هیودی

لطفا همه کد زیر را گرفته وبه آدرس اکسپلور  پیس  کنید  و فایل را دانلود نمایید

http://s4.picofile.com/file/8100799842/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D9%88%D8%B5%D9%81_%D8%A7%DB%8C%D9%84_%D9%87%DB%8C%D9%88%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B2.pdf.html

انتصاب شهردار چلگرد


جناب آقای  رشید اسدالهی  همکار ذوب آهنی و همتبار خوبمان به سمت شهردار شهرستان چلگرد منصوب شدند

در مصاحبه اختصاصی که با وی داشتیم ضمن ابراز خرسندی از اتصاب ایشان از نامبرده خواستیم برای منطقه چه تدابیری اندیشیدند که وی اولین اقدام خود را توجه به امر گردشگری   وتوسعه و ابادانی شهر  وجانمایی صنعت را   سرلوحه کار خود قرارداده اند و افزودند  امید است با همت مسئولین و مردم خوب و مهمانواز شهرستان چلگرد با توجه به پتانسیل موجود در بین  جوانان  برومند این منطقه بتوانیم گامهای موثری  برداریم

در ادامه ضمن آرزوی سلامتی برای همکاران ذوب آهنی اضافه کردند از اینکه یک ذوب آهنی هستم افتخار میکنم  واز اینکه چند سالی در بین آنها نیستم ناراحتم اما همگان را در راه توسعه این صنعت عظیم به خدا می سپارم و امیدوارم موفق باشند



درخواست همیاری

هیچ مکانی از زمین آباد نمی شود مگر بدست ساکنان آن دیار

چغاگرگ طبیعت زیبا و مفرح و آب و هوای بسیار مطبوع دارد  اما از بسیاری از امکانات هنوز محروم است


درخواست دهدار چقاگرگ  از افراد خیر  برای همیاری  و آبادی هرچه سریعتر طرح های روستا از همتباران 


لطفا کمک های خودرا به  674513685 با نک کشاورزی  کد 2898  واریز  و

کد برگ پرداخت را جهت اطلاع به شماره تلفن 09163642871  اطلاع دهید

                                           

                                                                                 حسین سبزیان دهدار و شورای چقاگرگ

ذوب اهن واحد نمونه سال

 


ذوب آهن اصفهان با توليد مقاطع ساختماني بسيار مرغوب موفق شدبه لحاظ كيفيت محصولات در صدر صنايع كشور قرار گيرد . اين شركت همچنين در بخش آزمايشگاه مركزي نيز عنوان واحد نمونه در سطح كشور را بدست آورد تا تنها شركتي باشد كه در مراسم روز جهاني استاندارد دو عنوان مهم كسب مي كند

مراسم روز جهاني استانداردبا شعار " استانداردهای بین المللی - تضمین کننده تغییر مثبت"  با حضور دكتر جهانگيري معاون اول رئيس جمهور ،  مهندس نعمت زاده وزير صنايع و معادن  مهندس منصوری نماینده مردم لنجان و جمعي از مديران و مسئولين صنايع و سازمان هاي اقتصادي كشور دوشنبه 22 مهر ماه در سالن همايش هاي صدا وسيما برگزار شد و واحد هاي توليدي برتر كشور در امر كيفيت و رعايت استانداردها معرفي شدند .

نفر آخر تصویر همتبار مان مهندس منصوری نماینده مردم لنجان

آدرس جدید چقاگرگ

 از این پس به ادرس جدید بروید


http://choghagorg.ir/

choghagorg.ir


............................................

این هم وبلاگ یک همتبار تاریخ دان جناب شجاعی

http://tarikh-isa.blogfa.com/

.................................................................

ا

درضمن اینجا هم اگه پیام بذارین میخونم

ادامه نوشته

در سوگ گدار شهپیر

"کورش کیانی قلعه سردی" شاعر بختیاری ساکن شهرستان ایذه، مرثیه ای در عزای 12 زن و کودک بختیاری و اهالی روستای "غریبی ها" که عصر روز چهارشنبه مورخ 09/05/1392 در گدار شهپیر در دریاچه سد کارون 3 کشته شدند، سروده است.

به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، متن سروده ی "کورش کیانی" که توسط شاعر در اختیار ایبنانیوز قرار گرفته، به این شرح است:

بار دیگر شیون از "قارون" وزید
بوی مرگ از ساحل کارون وزید

شیون، آهنگ فراقی تازه داشت
مرگ بوی اتفاقی تازه داشت

تکه ابری در افق سرگشته بود
داس مرگ از بافه ها برگشته بود

آسمان آشفته بود از "دال" ها
نبض چپ می زد رگ "تشمال" ها

اشک ها رد نمک برداشتند
صخره ها از دل ترک برداشتند

ترنه ها با هم مشوش می شدند
آب ها تسلیم آتش می شدند

بی کسی دامان ایلم را گرفت
برف تنهایی "چویل" ام را گرفت

بغض کارون سد شد و در خون نشست
کشتی دلدادگانش را شکست

زیستن با رود کارون ساده نیست
جویباری جخ ز مادر زاده نیست

قرن ها گهواره ی "عیلام" بود
چون همیشه می خزید آرام بود

داستان خشم کارون ممتد است
سال ها زندانی پشت سد است


ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه نوشته

طرح هادی چقاگرگ

طرح هادی چقاگرگ کلیدخورد

چنین طرحهای در کشور ما از سال 1362 و تحت عنوان ،روان بخشی روستاها ، در یکی از نقاط روستایی شهرستان شهرکرد و توسط وزیر مسکن و شهرسازی وقت به مورد اجرا گذاشته شد ، و در سالهای بعد به خصوص از سال 1366 توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با جدیت تمام پی گیری شد .

براساس اين گزارش تجدید حیات و هدایت روستاها از ابعاد کالبدی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی از جمله ، اهداف مورد نظر در طرحهای مذکور است.


بر اساس آئین نامه نحوه بررسی و تصویب طرحهای توسعه عمران محلی ، ناحیه ای ، منطقه ایی ، و ملی و مقررات شهرسازی و معماری کشور مصوب مورخه 12/10/78 هیأت دولت، طرح هادی روستایی عبارت از :

طرح هادي روستايي طرحی است که ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود ، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکرد های مختلف از قبیل مسکونی ، تولیدی ، تجاری و کشاورزی ، و تأسیسات و تجهیزات و نیازمندیهای عمومی روستایی را بر حسب مورد در قالب مصوبات طرحهای ساماندهی فضا و سکونتگاههای روستایی یا طرحهای جامع ناحیه ای تعیین می نماید.

مراحل تهيه طرح هادي

مرحله اول: تهیه نقشه پایه و وضع موجود روستا

مرحله دوم : مطالعات پایه و تشخیص وضعیت

مرحله سوم : تحلیل و استنتاج از بررسیها و تدوین چشم اندازها....

http://www.yjc.ir/fa/news/4322226

ادامه نوشته

شاهنامه


چقاگرگ از منظر تصاویر دوباره احیاء شده


نمای قدیم روستای چقاگرگ









نو اندیشی


نو اندیشی

استاد مشغول درس مبحث نواندیشی و روشنفکری برای شاگردانش بود. اما خود می دانست این موضوعی است که بسادگی برای هرکسی جا نمی افتد. چون بحث فرهنگ دیرینه و فاخر بودن آن نیز مطرح شده بود شیوانا از یکی از شاگردان خواست تا پنجره را ببندد و گفت که تا مدتی باز نشود. هوا گرم بود و تعداد شاگردان هم زیاد. پس مدتی شاگردان کلافه شده و خواستار باز شدن پنجره گشتند. پنجره که باز شد همگی نفسی راحت کشیدند و احساس خشنودی کردند. شیوانا پرسید: «نسبت به این هوای مطبوع که همین الان وارد شد چه احساسی دارید؟»

شاگردان همگی آنرا یک جریان عالی و نجات بخش توصیف کردند. شیوانا گفت: «حالا که اینطور است پنجره را ببندید تا این هوای عالی را برای همیشه و در تمامی اوقات داشته باشید.»

تعدادی از شاگردان گفتند فکر بدی نیست اما تعدادی دیگر پس از کمی فکر با اعتراض گفتند: «ولی استاد اگر پنجره بسته شود این هوا نیز کم کم کهنه می شود و باز نیازمند تهویه می شویم.»

شیوانا گفت: «خب، حالا شما معنی نواندیشی را فهمیدید! در جوامع وقتی یک اندیشه یا ایده یا فلسفه نو پیدا می شود عامه مردم ابتدا در برابر آن مقاومت می کنند اما در طول زمان چنان به آن وابسته می شوند که بهتر کردن و ارتقاء آنرا فراموش می کنند و چون با فرهنگ شان مخلوط می شود نسبت به آن تعصب پیدا می کنند، مگر آنکه مثل بعضی از شما به ضرر آن هم فکر کنند.»

آیا شما در و پنجره ها را برای ورود ایده های نو باز می گذارید؟ آیا شما نوآوری را در سازمان خود مدیریت می کنید؟

منبع: یکی بود yekibood.ir